خواجه نصير الدين الطوسي

415

اخلاق محتشمى ( فارسى )

ايمن و آراميده ، كه روزى اهل ده فراخ از هر جانبى بايشان رسيدى ، ايشان ناشكرى كردند آن نعمتهاى خداى را ، ايشان را جامهء گرسنگى و خوف پوشانيد از فعل ايشان . ( 4 ) يا أَيُّهَا النَّاسُ ! ضُرِبَ مَثَلٌ ، فَاسْتَمِعُوا : لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ، وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ، ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ . ترجمه : اى مردمان شما را مثلى زده‌اند ، بشنويد آن را بحقيقت : و آنان كه شما ايشان را ميخوانيد بجز از خدا هرگز مگسى نتوانند آفريد ، و اگر چه همه گرد آيند ؛ و اگر مگسى چيزى ازيشان درربايد ازو باز نتوانند ستدن ، چون ضعيف است طالب يعنى مردم و مطلوب يعنى مگس . ( 5 ) مثل المؤمن مثل النخلة لا تاكل الّا طيّبا و لا تضع الّا طيّبا . ترجمه : مثل مؤمن چون مثل زنبور انگبين است كه نخورد الا پاك و ننهد الا پاك . ( 6 ) مثل المؤمن مثل السنبلة يحرّكها الرّيح فتقوم مرّة و يقع أخرى ، و مثل الكافر مثل الأرزّة لا تزال قائمة حتّى تنقعر . ترجمه : مثل مؤمن چون مثل خوشهء گندم بود كه باد آن را مىجنباند ، تا گاهى مىافتد و گاهى ميخزد ؛ و مثل كافر چون درخت ناژو بود ، كه بر پاى مىباشد تا ناگاه از بيخ بيفتد .